عبد القادر بن ملوك شاه بداونى

28

منتخب التواريخ ( فارسى )

مجمل احوال آن حضرت اين‌كه قطب زمان و صاحب كشف و كرامات و خوارق ظاهر و حجج باهره بود و رياضات شاقّه كشيده و مجاهدات صعب نموده كسب علوم ظاهرى در بدايت كرده و افاده نيز فرموده متوكّل و گوشه‌نشين بوده و هرگز به خانهء اهل دنيا نرفته مگر يك‌بار به حسب طلب از شيرگده به گواليار نزد اسليم شاه ، و هرچند خليفة الزمان وقت توجّه به‌جانب پتن شهباز خان را به طلب شيخ فرستادند تا ملاقات دهند ، عذر فرمود كه دعاى ما غايبانه بس است و از محبت دنياداران به غايت مجتنب بوده و الفقر فخرى را شعار خود ساخته دايم ايثار كردى و طالبان را ارشاد فرمودى و هركس را كه بخت مساعدت نموده به خدمت شيخ رسانيدى از انفاس نفيسهء آن بركت زمان و قبلهء جهانيان فيضى به او رسيدى در سنهء 982 ه . خيمه در سراپردهء جلال و بارگاه وصال ايزد متعال عزّ شانه زد و « يا شيخ داود ولى » تاريخ يافتند . رحمه الله رحمة واسعة و حشرنا معه فى الساعة الجامعه . شيخ « 1 » ابن امروهه سالك مجذوب بود و دقيقه‌اى از دقايق شريعت مطهّره باوجود آن حالت از او فوت نشدى و خوارق بسيار از او نقل مىكنند . بىتكلف زيستى و مريد گرفتى زمانىكه فقير از ملازمت حضرت ميان شيخ داود - قدّس اللّه سرّه العزيز - از پنجاب بازگشته به راه امروهه متوجّه بداؤن بود در ملازمت سيد مشار اليه رفت آيتى از كلام مجيد خوانده و خطاب لا على التعيّن كرده و گاه‌گاهى به‌جانب من التفات نموده اشارات در باب فضيلت جزا و اجر صابران مىفرمود و كريمهء وَ الْباقِياتُ الصَّالِحاتُ آلايه بر زبان رانده بعد از آن ظاهر شد كه آن تلميحى بود به وقوع مصيبتى كه مرا روى داد . مجملا اينكه صبيّه‌اى داشتم كه دل مرا به آن خيلى تعلّق بود و در اين سفر بودم او در بداؤن از عالم پرفريب درگذشته بود . غالبا آن مقدّمات تسلّىبخش به‌جهت خاطر من بوده باشد ، و الله اعلم . وفاتش در سنهء 987 ه . روى نمود . خواجه عبد الشهيد خلف رشيد خواجكا خواجه است كه خلف صدق حضرت خواجهء احرار است -

--> ( 1 ) . در دو نسخه : سيد ابى امروهه .